تبلیغات
کرد - عاشقی محنت بسیار کشید
کرد


© عاشقی محنت بسیار کشید

یکشنبه 1 آبان 1384

عاشقی محنت بسیار كشید

تا لب دجله به معشوقه رسید

نشده از گل رویش سیراب

كه فلك دسته گلی داد به آب

نازنین چشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود

دید در روی شط آید به شتاب

نوگلی چون گل رویش شاداب

گفت به به چه گل زیباییست

لایق دست چو من رعنائیست

حیف ازین گل كه برد آب او را

كند از منظره نایاب او را

زین سخن عاشق معشوقه پرست

جست در آب چو ماهی از شست

خواست كازاد كند از بندش

نام گل برد و در آب افكندش

گفت رو تا كه ز هجرم برهی

نام بی مهری بر من ننهی

مورد نیكی خاصت كردم

از غم خویش خلاصت كردم

باری آن عاشق بیچاره چو بط

دل به دریا زد و افتاد به شط

دید آبی ست فراوان و درست

به نشاط آمد و دست از جان شست

دست و پایی زد و گل را بربود

سوی دلدارش پرتاب نمود

گفت كای آفت جان سنبل تو

ما كه رفتیم ، بگیر این گل تو!

جز برای دل من بوش مكن

عاشق خویش فراموش مكن

بكنش زیب سر ای دلبر من

یاد آبی كه گذشت از سر من!

نوشته شده در یکشنبه 1 آبان 1384 و ساعت 09:10 ق.ظ توسط : havaridlan
ویرایش شده در - و ساعت -

|+| نظر ها ()