تبلیغات
کرد - بهار من
کرد


© بهار من

یکشنبه 1 آبان 1384

- بهار که اومد آخرای زمستون بود. آروم آروم تو قلبم جوونه زد ، با بهار همیشه سبز بودم، همیشه می خندید شاد بودم وقتی می گفت : " هر بهاری که تموم میشه یه سال به بهار تو اضافه میشه" . بهش می گفتم : بهارم می مونی ؟ با چشمهای پر ستاره اش بهم زل می زد و با شیطونی می گفت : بهار تو که هیچ وقت تموم نمیشه که! دلش نمی خواد بره... می گفتم : یعنی همیشه دارمت ؟ می گفت : " توی هر فصلی تو بهارو داری" بعد چشمکی می زد و به شوخی می گفت : دارمت بابا جون دارمت ! حالا چند سال از مریضی و رفتن همیشگی اون می گذره . پاییز که اومد بهار رفت اون موقع به این فکر کردم که هر بهاری تموم میشه و میره حتی بهار من ! ولی حالا بعد از چند بهار می بینم راست می گفت که : " توی هر فصلی بهارو دارم ! آخه یاد و خاطر بهار همیشه با منه ، توی هر فصلی بهار رو می بینم. آره بهار من مال همه فصل ها و زمانهاست ... بهار هنوزم مال منه برای همیشه ! عطیه 1384/6/1

نوشته شده در یکشنبه 1 آبان 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : havaridlan
ویرایش شده در یکشنبه 1 آبان 1384 و ساعت 07:10 ق.ظ

|+| نظر ها ()