تبلیغات
کرد - گل شب بوی من مریم
کرد


© گل شب بوی من مریم

یکشنبه 1 آبان 1384

آخرای شب بود ، شایدم اولای صبح بود. نمیدونم! ولی همینو می دونم كه بازم دیدمش. اونم پس از مدتها! بی خبر اومده بود.درست مثل رفتنش كه بی خبر رفته بود.نگاهش كردم ولی اون نگام نكرد گفتم سلام! تو كجا اینجا كجا؟را گم كردی یا باز اومدی عذابم بدی؟ گفت هیچ كدومش ! اومدم تا یه چیزو بهت ثابت كنم گفتم حالا اومدی ؟ اصلا تو چی رو می خوای ثابت كنی؟ تو خیلی وقته كه خیلی چیزارو ثابت كردی ... خودم هم می دونستم كه هنوزم عاشقشم ،هنوزم كه هنوزه فقط با یه اشارش حاضرم تا جونمو هم براش بدم ، هنوزم كه هنوزه چشماشو به یه دنیا نمیدم و هنوزم كه هنوزه ... اما نمیدونم چرا نمی تونستم ببخشمش. آخه می ترسیدم اینبارم راست نگه .آخه گناه من چی بود شما بگید ؟ نه اصلا از خودش می پرسم و پرسیدم هم. اما... ؟ بازم مثل همیشه فقط نگام كرد. از همون نگاههائی كه توش پر بود از پشیمونی و درخواست بخشش نمی خواست به زبون بیاره یا چیز دیگه نمیدونم .ولی وقتی چشماشو دیدم دیگه داشت طاقتم تموم می شد چون نمی تونستم تو این حالت ببینمش . كسی كه همه دنیای من بود و هست و خواهد بود. می خواستم بهش بگم كه آخه تو كه كاری نكردی كه اینطور با نگاهت می خوای تا ببخشمت خانومی من .اصلا من چیكاره ام كه بخوام تو رو ببخشم یا نبخشم عزیز دلم؟ می خواستم همه این حرفا رو براش بگم با یه عالمه حرفای دیگه كه تو این سالها تو دلم مونده بود از سرزنش دوستام بگیر كه بعضیاشون حتی منو احمق خطا ب می كردن به خاطر دل بستن بیخودی به كسی كه دیگه بر نمی گرده تا غم و غصه شبای تنهائیم حالا می رم به همشون می گم كه آهای اونا كه گفتید عشق من پوچه و انتظار بیخودی می كشم بیائید ببینید عزیزم رو كه اومده اونم با یه دنیا مهربونی مثل همیشه می خواستم بهش بگم كه اومدی فدات شم الهی. ولی تو رو خدا دیگه نرو كه می میرم ولی....یه دفعه با صدای صدای اذان از خواب پریدم ... خدایا یعنی بازم مثل همیشه خواب می دیدم؟ بازم مثل همیشه متكام خیس خیس شده بود؟ خدایا چیكار كنم؟ بازم كه تو خواب اومد پیشم! خدا جون چرا من هر شب فقط باید اونو تو خواب ببینم در حالی كه مثل شب قبل با نگاش ازم می خواد كه ببخشمش؟ چرا حرفی نمی زنه؟ خدا جون شاید یه جاست كه نمی تونه بیاد ولی دلش پیش منه؟ نه ...نه ...نه اگه اینطوره چرا بی خبر رفت؟ چرا الان به من نمیگه كه كجاست و چیكار می كنه؟ شاید كه دیگه پیش تو اومده باشه نه امكان نداره خدایا اگه تو اینكارو كرده باشی هیچوقت نمی بخشمت اگه گلم رو برده باشی پیش خودت . بد كاری كردی آخه خدا تو اینهمه فرشته تو آسمونت داری .اونوقت چطور از دلت اومد كه یكی از اونا كه اشتباهی فرستاده بودی پیش من ،ازم جدا شه؟ خدا جون تو كه نمی دونی چه عذابی می كشه آدم ، وقتی یكیو كه همه دنیاش باشه از دست بده . اصلا تو كه آدم نیستی كه این چیزا رو متوجه شی چون تو یك نفر رو دوست نداری و نخواهی داشت كه همه دلخوشیت باشه. چون واسه تو همه عزیزن و تازه وقتی هم كه بمیرن تازه بهت نزدیك تر می شن اما من چی؟ من چی كه اون همه دنیام بود؟ نه تو اینكارو نمی كنی چون می دونی كه مریم تنها گل باغ عشقم بود و هیچوقت راضی نمی شی باغم رو نابود كنی و اون یدونه گل رو هم ببری پیش خودت نه من مطمئنم كه اینكارو نكردی پس آخه كجاست ؟ اصلا به فكر من هست؟ آره حتما هست كه هر شب می یاد تو خوابمو با نگاش بهم می گه كه ببخشمش شایدم اصلا به من فكر نمی كنه و داره تو دنیای خودش و با یكی دیگه زندگی می كنه به هر حال همینقدر كه معرفت داره و هر شب می یاد تو خوابم برای من از سرم هم زیادیه و من می بخشمش با همه نامردیهائی كه كرد می بخشمش ولی خدا جونم تو رو خدا منو از این سرگردونی نجات بده خدا جون پیداش می كنم یا نه؟ می یاد پیشم یا نه؟ نظر شما چیه؟ نوشته مهدی محمدی دهقانی / زمستان 80

نوشته شده در یکشنبه 1 آبان 1384 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : havaridlan
ویرایش شده در یکشنبه 1 آبان 1384 و ساعت 07:10 ق.ظ

|+| نظر ها ()